محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

81

تفسير قرآن صفى على شاه

عزم جايز نيست بر عقد نكاح * در زمان عده كآن نبود مباح تا رسد از بهر آن زن نامه‌اش * پاك گردد از مكاره جامه‌اش مى بدانيد اينكه ميداند خدا * مر شما را چيست تا در نفسها پس بترسيد و بدانيد آشكار * كوست آمرزنده و هم بردبار آنكه باشد مستحق صد عقاب * بخشد از حملش نگيرد بر شتاب تا به حق برگردد و نيكو شود * ترك غير او كند با او شود جذبه اى خدا ما را بفضل خود ببخش * ور خطاى ما گذشت از حد ببخش گر كه نگذشتيم ما از فعل زشت * حلم كن بگذر ز مشتى بد سرشت تو توانى هر بدى را خوب كرد * صورت مبغوض را محبوب كرد گر سرشت ماست بد نيكوش كن * خانه ور گلخن بود مينوش كن عجز و استدعاست از ما وز تو جود * جود كن كايجاد ما از جود بود ما فقيريم از دو صد ره‌اى غنى * از غنى بهر فقير است ايمنى احتياج و فقر ما نايد بگفت * آن تو دانى كه ندارى مثل و جفت از تو نامد غير نيكى در عيان * وز من الا زشتى و سهو و زيان تو همانى اى خداى فرد پاك * كه نمودى خلفت ما ز آب و خاك من همان خاكم كه بودم در نخست * خاك چبود تا بود كج يا درست خاك سر تا پاست عجز و احتياج * سهو و سقم و انكسار و اعوجاج پس بهر گامى بلغزد گر پيم * عفو كن از من كه جز خاكى نيم اين دعاى ما هم از تلقين تست * گر نمايى مستجاب آئين تست هوش دادى پس زبان و چشم و گوش * خاك پستى را كه بود از خود خموش كت بخوانم با هزاران لا به من * پاى دانم باز از پا تا به من عقل هم بيگانه زين ادراك بود * زانكه ذاتت از تعقل پاك بود كس نداند جز تو وجه رابطه * كز چه شد عقل از جنابت واسطه تا كه داند يا كه بشناسد كست * دل نشان يابد ز سرّ اقدست مع بقيّوميّتى با ممكنات * وين منافى نيستت با قدس ذات يا كه با معلول ربط علت است * يا كه آن هم نيست صرف وحدتست خود تويى يعنى كه بر خود عارفى * نيست موصوفى دگر يا واصفى اين عدمها كه بهست آورده‌اى * نيست جز بر روى هستى پرده‌اى هستى ما نيست جز نقش علم * ظاهر آمد رأى نقاش از قلم يك قلم زد عالم و افلاك شد * خاك لا شىء لايق لولاك شد خاك كى از بود خويش آگاه بود * يا كه او را ره بران درگاه بود خاك را چون راه دادى ز ابتدا * نك مبندان در ز جرم ما بما آنچه از ما شد عيان تقصير بود * وز تو بخشش بود اگر تقدير بود كى مقدر بود عصيان بهر كس * ور كه بود از بهر رحمت بود و بس پيش از آن كآيد گناهى در وجود * باب رحمت بر گنه‌كاران گشود باب رحمت باش هر دم بازتر * بر گنه‌كاران بلند آوازتر تا در آيند اهل عصيان از درت * جام بخشايش خورند از كوثرت [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 236 تا 237 ] لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ( 236 ) وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلاَّ أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 237 ) نيست گناهى بر شما اگر طلاق داديد زنان را ما دام كه مس نكرده‌ايد ايشان را يا مقرر كرده باشيد ايشان را مهرى و برخوردارى ايشان بر هر كه توانگر است اندازه‌اش و بر هر كه تنگدست است اندازه‌اش برخوردارى بنيكى حق را بر نيكوكاران ( 236 ) و اگر طلاق داديد ايشان را پيش از آنكه مس كنيد ايشان را و بتحقيق كه واجب كرده بر شما مر ايشان را مهرى پس نيم آنچه معين كرديد مگر اينكه ببخشند يا نبخشند آن كسانى كه بدست اوست بستن نكاح و اگر ببخشيد نزديك‌تر است مر پرهيزكارى را و فراموش مكنيد احسان را ميان خودتان بدرستى كه خدا به آنچه ميكنيد بينا است ( 237 ) نيست جرمى در طلاق از بهر كس * گر دهيد ازواج دانا كرده مس يا كه داديد آنچه عين فرض بود * بر شما از مهر نسوان قرض بود بهره‌ور سازيدشان از مال خود * موسع و مقتر به قدر حال خود از متاعى كآن بود معروف و حق * واجب آمد محسنان را اين نسق آنكه خواهد با نكويى خود كند * كار فرض و مستحبّ نيكو كند چيست معروف آنكه بر اجحاف نيست * اندر او تقتير يا اسراف نيست ور كه مى بدهيد ايشان را طلاق * بيشتر از دخل نزد اتفاق بر شما از حقشان بود آنچه فرض * كرد ميبايد ادا مانند قرض نصف آنچه بر شما آن فرض بود * جز كه بخشد آن بچاره يا ز جود واگذارد يعنى آن را ذى حقش * تا نكاهد از رواج و رونقش مهر خود را بهر نفعى وا گذاشت * كه اميدى هيچ ازان شوهر نداشت وا گذارد تا هم او را شوهرش * كه بدست اوست عقد و منظرش ور كه از وى بگذرند آن انسب است * هم بدانش هم بتقوى اقرب است هم فرامش تا نباشد فضل‌ها * در ميانتان وان بها و بذلها مينمائيد آنچه از برنا و پير * حق بر اعمال شما باشد بصير [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 238 تا 242 ] حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ ( 238 ) فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً أَوْ رُكْباناً فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ ( 239 ) وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 240 ) وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ( 241 ) كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 242 ) نگاهدارى كنيد بر نمازها و نماز ميانه و برپا شويد براى خدا دست بدعا برداشته‌گان ( 238 ) پس اگر ترسيديد پس پيادگان و سواران